آرشیو
موضوع بندی
شنبه 2 دی ماه سال 1385
شعری از محمد رضایی روشن

«راز»

شب از بستر خاموشی

بر کدامین اشک می‌خندد؟

چشمان سبزت

به یاد پژمردگی شانه‌هایم

در پناه کدامین آغوش می‌گرید؟

 

از ترنّم باران وُ

تنهایی ایستگاه

صدایت در من می چرخد:

مرا ببخش

روسپیانه عاشقت بودم!





مهمونا: 17050


Powered by BlogSky.com